مطالب مرتبط:
از تتلو تا ترامپ در مسیر عمومی سازی حوزه خصوصی/زنان خانه دار،سلبریتی های جدید
ترامپ از درون بیلبوردها و مسابقات کشتی کج وارد سیاست شد/ هالیوود ماشین تبلیغاتی در خدمت احزاب دوگانه آمریکاست/ سلبریتی باوری محصول فروپاشی اندیشه است/ انسان مدرن از اندیشیدن به ستوه آمده
توضیحات رییس سازمان خصوصی سازی درباره عرضه نشدن صندوق ETF پالایشی
پالایشگاه حیات خلوت وزارت نفت است / ضرر خصوصی سازی های کم جان به سهامداران می رسد!
اطلاعیه سازمان خصوصی سازی در خصوص نحوه عرضه سهام دولت در پالایشگاه ها
-247 5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 21 مرداد 1399 ساعت 07:452020-08-11سياسي

از تتلو تا ترامپ در عمومی سازی حوزه خصوصی/زنان خانه دارِ سلبریتی


سارا ساسانی معتقد است مهمترین پدیده رخ داده درباره فضای مجازی؛ عمومی سازی حوزه خصوصی است.

به گزارش سایت قطره و به نقل ازخبرنگار مهر این روزها گسترش فضای مجازی علی الخصوص اینستاگرام، - سارا ساسانی معتقد است مهمترین پدیده رخ داده درباره فضای مجازی؛ عمومی سازی حوزه خصوصی است.

به گزارش سایت قطره و به نقل ازخبرنگار مهر" این روزها گسترش فضای مجازی علی الخصوص اینستاگرام، الگوهای جدیدی را وارد فرهنگ ما کرده که بعضاً در سازوکار فرهنگی ما نمی گنجد.

نبود بستر فرهنگی مناسب برای گسترش این نوع ارتباطات و خلاء آموزش درست در برخورد با رسانه های جدید معضلاتی را ایجاد کرده که به مرور زمان بیشتر با آنها درگیر می شویم.

در این خصوص گفت وگویی با خانم سارا ساسانی ، مدرس جامعه شناسی عکاسی و دانش آموخته ی جامعه شناسی و پژوهش هنر، داشتیم که در ادامه می خوانید: اساساً در روال معمول افراد به واسطه ی مهارت، تخصص یا موفقیتی که به دست آورده اند به شهرت می رسند.

اما امروزه این روند معکوس طی می شود و شهرت، نشان دهنده موفقیت افرادست.

این نقص از کجا حاصل می شود؟ ما یک حوزه عمومی داریم و یک حوزه خصوصی.

هابرماس مقایسه ای بین حوزه خصوصی و عمومی می کند و حوزه عمومی را جایی تعریف می کند که ما در آن به عنوان شهروند حضور داریم.

جمع هایی که افراد در آن تبادل اطلاعات، اتفاقات و اخبار می کنند.

اما امروز حوزه عمومیِ فضای واقعی تبدیل به حوزه عمومی مجازی شده است.

یعنی ما هر روز در این فضای مجازی به مثابه فضای عمومی واقعی حضور داریم.

یکی از کاربرهای اینستاگرام نوشته بود حالا اینستاگرام برای من شبیه کافه هایی است که عصرها میرفتم .

شخص در آن واحد می تواند چندین دوست را در چندجای مختلف ببیند.

ما با یک بستری مواجه شدیم که به شدت دموکراتیک است.

یعنی همه افراد شانس مساوی برای حضور در این فضا دارند و دیگر اهمیتی ندارد چه کسی پولدارتر است یا امکانات بیشتری دارد.

از طرفی قدرتی که در آن نفوذ دارد از بالا به پایین نیست و تک تک افراد در آن جریان ساز هستند.

حاکمیت ها خیلی توان اعمال نفوذ و هدایت عموم مردم را ندارند.

بر خلاف رسانه های ملی که به شدت محدودیت دارند، هر چیزی در آنها قابل پخش نیست و جریانهای مخالف در آنها جایی ندارند، این فضا گفتمان مقاومتی ایجاد می کند و مردم را به کنشگری در جامعه مجازی وا می دارد، به اقلیت ها فضای حضور و بیان عقیده و گسترش گفتمان میدهد.

البته ما این میزان از حرکت یا جابجایی مرزهای فرهنگی را در فیسبوک نداشتیم در حالی که اینستاگرام این مرزها را به شدت جابجا کرده است.

چه چیزی در رسانه جدید متفاوت شده است که تا این میزان در جامعه نفوذ کرده؟ ما تنها رسانه ای که قبل از این داشتیم رسانه ملی بوده است.

در رادیو تلوزیون همیشه گفت و گو یک سویه بوده است.

مخاطب هرچیزی را که به او نمایش داده اند را دیده.

شما هر زمان که تلوزیون را روشن میکنید برنامه ای از قبل برای شما تدارک دیده شده.

اما در فضای مجازی مخاطب هم مصرف کننده است هم خودش میتواند محتوا تولید کند.

یعنی من هم عکس های تو را می بینم هم خودم عکس منتشر می کنم.

در این فضا روابط مستقیم وجود دارد.

برای هم کامنت می گذاریم، لایک می کنیم، فالو می کنیم حتی کنش تهاجمی انجام می دهیم و آنفالو یا بلاک می کنیم.

در نهایت کنش گری می کنیم.

اولین اتفاقی که در این فضا می افتد و برای ما خیلی اهمیت دارد بحث عمومی سازی امر خصوصی است.

یعنی ما فضاهای خصوصی خود را عمومی می کنیم.

دوربین را وارد فضای خانه و حتی اتاق خواب خود می کنیم یا با تصویر شخصی که صبح در تخت خود از خواب بیدار شده مواجه می شویماگر رادیو تلوزیون را فضای رسانه ای سابق بدانیم ما مخاطبان، منفعل خواهیم بود.

اما رادیو تلوزیون چه قبل از انقلاب چه بعد از انقلاب یک فرستنده و یک گیرنده داشته و این یک سویه بودن خاصیت مدیوم رادیو تلوزیون است! اولین اتفاقی که در این فضا می افتد و برای ما خیلی اهمیت دارد بحث عمومی سازی امر خصوصی است.

یعنی ما فضاهای خصوصی خود را عمومی می کنیم.

دوربین را وارد فضای خانه و حتی اتاق خواب خود می کنیم یا با تصویر شخصی که صبح در تخت خود از خواب بیدار شده مواجه می شویم.

قبل از ورود فضای مجازی اصلاً همچین امکانی وجود نداشت و دسترسی به فضاهای تا این حد خصوصی اصلاً آسان نبود.

ا لان حتی مدل عکسهای پروفایل تغییر کرده اند و محتوایی که مردم به اشتراک میگذاشتند به شدت متفاوت شده.

چرا شما این رسانه را دموکراتیک میدانید؟ این رسانه را به لحاظ کثرت افراد، قابل دسترس بودن برای همه، ارتباط دوسویه، قابلیت کنشگری و ایجاد موج و مسائلی از این دست دموکراتیک گفتم.

برای مثال موجی که بعد از قتل رومینا ایجاد شد که یک موج رسانه ای بود که به واسطه مردم گسترش یافت.

نمونه دیگر مراسم خاکسپاری مرتضی پاشایی است که به قدری حیرت آور بود که از آن به عنوان پدیده پاشایی نام می بردند.

امثال رومینا اشرفی پیش از این هم در جامعه وجود داشته اند اما این کنش گری مردم بود که رومینا را متمایز کرد.

اتفاقی که اینجا رخ میدهد عمومی سازی فضای خصوصی است.

یعنی ما فضاهای خصوصی دنیای واقعی را که پیش از این جایی فرصت بروز نداشت را منتشر می کنیم.

نه تنها من منتشر می کنم بلکه تو هم همرسانی می کنی، لایک می کنی، نظر می دهی و در نهایت تقلید می کنی.

در این میان ما دائماً در حال مدیریت کردن خود هستیم.

مدیریت به چه معنا؟ به این معنا که ما دائم با نمایش نوع پوشش، فضای عکاسی، سفری که میرویم، شامی که درست می کینیم و لحظه به لحظه زندگی مان را برای مخاطب مدیریت میکنیم.

درواقع نوعی کاراکترسازی میکنیم و ممکن است چیزی را نمایش بدهیم که واقعی نیست.

من می توانم از خودم یک آدم فانتزی شادِ همیشه موفق بسازم در صورتی که شایدیک دهم زندگی من به این شکل باشد.

پس با این امر عمومی سازی مسائل خصوصی، با توجه به نوع کشورمان، مرزهای فرهنگی به شدت جا بجا شد و عقب رانده شد.

شاید حتی اصلاً دیگر مرزی وجود نداشته باشد میتوان گفت ریشه های این مسئله از فیسبوک شروع شد و با اینستاگرام به اوج خودش رسید.

مسئله موثر بعدی در جامعه، ظهور سلبریتی ها است.

اصلاً سوپراستارها از قبل کجا بودند؟ ستاره های هالیوود، ابولفضل پورعرب، نیکی کریمی، فردین، تختی.

همیشه در طول تاریخ کسانی بودند که به لحاظ رفتار و منش یا مهارت و استعداد، متفاوت بوده اند.

این ها تبدیل به ستاره ها می شدند.

آدم های شاخصی که یکسری دنباله رو و پیرو داشتند.

این ها بیشتر سرمایه نمادین دارند.

به نوعی مقبولیت دارند.

مثلاً اگر نوید محمدزاده نظری بدهد برخی آن را تایید میکنند.

خیلی از ما با نظر این افراد رای دادیم.

پس بنابر این کسانی که این سرمایه های نمادین را دارند طبیعتاً سرمایه ی اجتماعی شان بیشتر از بقیه خواهد بود.

پیش از این سینما و تلوزیون این اشخاص را معرفی میکردند.

اما با بروز این رسانه ی دموکراتیک من هم میتوانم تبدیل به ستاره بشوم.

دیگر لازم نیست من هم عضوی از سینما باشم یا نبوغ خاصی داشته باشم.

همین حالا بی نهایت کمدین در فضای مجازی داریم که تبدیل به ستاره شده اند.

حالا ما چون با رسانه ی متکثر (کثرت گرا از حیث فعالیت همه افراد) مواجه هستیم، هرکدام میتوانیم تبدیل به یک خرده سلبرینی یا سلبریتی کوچک شویم.

مثلاً اگر یکی از همین اینفلوئنسرها مخاطبانش را از دیدن کسوف منع کند، دیگر کسی کسوف را نگاه نمی کند.

هر حرفی سلبریتی ها بزنند ما به عنوان کاربر دنبال میکنیم.

من این سلبریتی ها را به سه دسته تقسیم می کنم: 1.

دلباختگان مجازی: زوج هایی که با نمایش و بی پرده کردن روابط عاطفی و عاشقانه شان در فضای مجازی تبدیل به سلبریتی شدند.

این افراد از آنجایی تبدیل به سلبریتی می شوند که تعداد فالوورهایشان بالای چندهزار می شود.

تیک آبی اینستاگرام می گیرند و ماهیت رسمی هم پیدا می کنند.

تیک آبی را که به دست بیاورند اینستاگرام امکانات بیشتری در اختیارشان قرار می دهد.

اینها به این واسطه سرمایه اجتماعی شان، که همان مخاطبین و ارتباطاتشان باشد را افزایش می دهند و میزان تاثیرگذاریشان بیشتر می شود و میتوانند مخاطبان را هدایت کنند.

اینها در نهایت امر از این سرمایه اجتماعی به درآمد می رسند و تبلیغ میکنند .

2.

خرده سلبریتی ها، اینفلوئنسرها و بلاگرها: اینها افرادی هستند که از طریق نمایش اندام یا ظاهرشان فالوور جذب کردند.

به مرور با تکیه بر ظاهر و جذابیت های جنسی به تبلیغات انواع کالاها پرداختند.

کسانی هستند که بعضاً حتی به واسطه برهنگی یا نمایش نیمه برهنه خودشان در فضاهای متفاوت درامدزایی میکنند.

همه ی این افراد علاوه بر درامدزایی و بحث تبلیغات با خودشان سبک زندگی متفاوتی ارائه میدهند.

مثلاً شما به عنوان یک زن حتماً باید عمل جراحی انجام بدهید، اندامت باید شکل خاصی داشته باشد، انواع پروتزها و نوع لباس پوشیدن و… این ها ناخودآگاه شکل زندگی کاربر را تغییر می دهند و استقلال را از او می گیرند.

کسانی هستند که بعضاً حتی به واسطه برهنگی یا نمایش نیمه برهنه خودشان در فضاهای متفاوت درامدزایی میکنند.

همه ی این افراد علاوه بر درامدزایی و بحث تبلیغات با خودشان سبک زندگی متفاوتی ارائه میدهند.

مثلاً شما به عنوان یک زن حتماً باید عمل جراحی انجام بدهید، اندامت باید شکل خاصی داشته باشد، انواع پروتزها و نوع لباس پوشیدن و… این ها ناخودآگاه شکل زندگی کاربر را تغییر می دهند و استقلال را از او می گیرند 3.

زنان خانه دار: زن ها در تمام دنیا و در ایران به دنبال کسب هویت اجتماعی هستند که در جامعه حضور داشته باشند.

در این میان خانم های خانه داری هستند که به هردلیلی فرصت حضور در جایگاه اجتماعی را نداشته اند.

اما امروز به وسیله یک موبایل می توانند جایگاه اجتماعی کسب کنند در عین حال از همسرشان تمکین کنند.

به مرور این افراد شروع کردند به انتشار عکسهای زیبا، چیدمان با سلیقه.

با کپشن های صمیمی با هم قشرهای خودشان ارتباط برقرار کردند و سرمایه اجتماعی کسب کردند.

به تدریج شاهد این هستیم تک تک پست ها یا استوری های این ها تبلیغاتی می شود، دیگر انگیزه آن شخص حظ بصری و یا آموزش نیست.

این افراد از این راه به راحتی به کسب درامد می رسند.

به نوعی از اینفلوئنسر تبدیل به بازاریاب و دلال می شوند؟ بله من آمار عجیبی داشتم که می گفت در فضای مجازی 11 % مردان دلال هستند و 70 %درصد زنان مشغول دلالی و تبلیغات هستند.

نکته جالب این بود که آمار متعلق به زنان خانه دار فعال در فضای مجازی است.

این افراد حالا در قبال یک استوری حداقل 500 هزارتومان میگیرند و اگر فقط روزی یک استوری بگذارد ماهانه 150 میلیون درآمد خواهند داشت.

بعد مخاطب با خودش فکر میکند چطور یک خانم خانه دار به راحتی می تواند این میزان درامد داشته باشد؟ اینها به وسیله یک ابزار و یک رسانه ی فراگیر به این سبک زندگی می رسند.

کسانی مثل همین تازه عروس ها که زندگی بسیار فانتزی ای دارند، صرفاً بخش جذاب زندگی خود را نمایش می دهند و به تدریج اسبک زندگی آن ها تبدیل به سبک زندگی فراگیر میشود.

برای مثال از یک زمانی به بعد شما در بازار فقط لوازم خانه آبی و صورتی گلگلی می بینید.

پس در تمام این سه دسته تمام فعالیت ها جنبه نمایشی دارد.

فعالیت ستاره ها بر اساس نظریه جنبه نمایش است.

همین تکیه بر جنبه نمایشی باعث می شود سلبریتی ها مبتذل به نظر برسند.

اما واقعاً اینطور است که سلبریتی ها مبتذل هستند یا حضور پررنگ افراد مبتذل در مرکز توجه، قشری از مردم را نسبت به ستاره ها بدبین کرده؟ نمی توان همه ستاره ها را مبتذل نامید.

عده ای از آنها هستند که بعد از کسب سرمایه اجتماعی به فعالیت های خیریه دست می زنند و اقدامات مفید برای جامعه می کنند.

نمی توان گفت تماماً مبتذل هستند اما به هرحال شهرت مجازی این آسیب را دارد که تو در نهایت برای دیده شدن باید بخشی از خودت را به نمایش بگذاری تا فالوور داشته باشی.

یا مثلاً اگر یک خانم هستی باید گاهی از خودت عکس منتشر کنی تا دیده شوی.

معمولاً پست و یادداشت منتشر شده یک خانم در روزنامه، کمتر از عکسش لایک میخورد.

بخشی از این به فرهنگ ما برمی گردد.

فرهنگ ما چه فرقی با غربی ها دارد؟ من تجربه فرهنگ غربی را ندارم اما یک سری مسائل برای جوامع غربی متفاوت است.

در آنجا یک خانم هنگام خروج از خانه حتی شاید موهایش را شانه نکند.

اما در فرهنگ ما متفاوت است و حضور در هر مناسبتی شکل خاص خودش را دارد.

باید اضافه کنم وقتی رسانه دموکرات می شود ولایه های پایین موج جامعه را ایجاد می کنند، توقع نداشته باش متخصصین، اندیشمندان یا لایه های فرهیخته جامعه تن به این فضا بدهند.

معمولاً جنبه نمایشی پیج این افراد خیلی کم است.

مثلاً یک آرتیست، مثل یک اینفلوئنسر، تعداد فالوور زیادی ندارد چون اصلاً کارش در فضای واقعی تعریف می شود و در محیط اینستاگرام نمی گنجد.

اصلاً از طریق دیگری کسب درآمد می کند ونیازی به فالوور ندارد.

آیا این حضور کمرنگ قشر فرهیخته و متخصص در فضای مجازی به این دلیل نیست که این فضای نمایشی را دون شان خود میدانند؟ هدف این افراد اصلاً سلبریتی شدن نیست.

او اگر بخواهد دیده شود به واسطه مهارت یا حرفه ای که دارد می تواند دیده شود.

پدیده مرتضی پاشایی و حضور میلیونی افراد در مراسم خاکسپاری او ما را وادار به این سوال می کند که اصلاً ما در چه جور جامعه ای زندگی می کنیم؟ در چه قشری زندگی می کنیم؟ وقتی لایو کسی مثل تتلو بیشترین بازدید را دارد، پس ما راجع به چه فرهنگی صحبت می کنیم؟ ما درمورد فرهنگ در لایه های پایین فرهنگی جامعه حرف می زنیم.

دیده مرتضی پاشایی و حضور میلیونی افراد در مراسم خاکسپاری او ما را وادار به این سوال می کند که اصلاً ما در چه جور جامعه ای زندگی می کنیم؟ در چه قشری زندگی می کنیم؟ وقتی لایو کسی مثل تتلو بیشترین بازدید را دارد، پس ما راجع به چه فرهنگی صحبت می کنیم؟ چه خلایی در جامعه بوده که باعث شده امیر تتلویی که فراخوان تشکیل حرمسرا می دهد میلیون ها فالوئر دارد؟ ما در حال حاضر فرهنگ غنی ای نداریم.

یکسری اسناد از دوران قدیم داریم.

از دوران هخامنشی کتیبه داریم اما اینها همه متعلق به تاریخ است.

چیزی که ما در دوران معاصر با آن مواجهیم، چیزی نیست که در تاریخ ذکر شده یا در گذشته باشد.

این ضعف از خوراک فرهنگی ای است که به مردم داده شده، از ضعف روشنفکران جامعه و فقر اقتصادی ماست.

وقتی فقر اقتصادی باشد تو دیگر کتاب را در سبد کالایت نمی گذاری.

می شود یکی از دلایل این ضعف را مصرف گرایی فرهنگی دانست؟ بله قطعاً همین طور است.

آدرنو وقتی راجع به صنعت فرهنگ حرف می زند می گوید ما هر نوع موسیقی ای را گوش می کنیم.

این درست است که ما با یک جست و جوی ساده به البوم شجریان دست پیدا کنیم؟ آیا این هنر را بی ارزش میکنیم یا ارزش می بخشیم؟ هر دو بخش ممکن است.

یکی می گوید فراگیر می شود و ارزش آن بیشتر بنظر می آید، یکی می گوید فقط باعث مصرف کردن می شود.

خیلی وقت ها در فضای مجازی با مطالبی مواجه می شویم که ابتدای آن نوشته شده خواندن این متن تنها 5 دقیقه وقت شما را می گیرد.

یعنی ما دائماً در حال مصرف هستیم.

قبل از بازکردن یک IGtv ، به مدت زمان آن دقت می کنیم.

بخشی از این مصرف زدگی بخاطر سبک زندگی ما و آموزش ندیدن است.

یک بخشی هم به دلایل تاریخی است.

نعمت الله فاضلی در جست وجوی مدرنیته می گوید: کم کتاب خواندن ما یک ریشه تاریخی دارد.

اروپا در قرن 16 ام به صنعت چاپ دست یافت و کتابهای کمی چاپ می کرد.

دو قرن بعد به عصر روشنگری و امانیسم میرسیم که اروپا در برهه ای با جریان های فکری مواجه می شود و کتاب خواندن از قرن 18 باب می شود.

اروپا اول کتاب را تجربه کرد بعد رادیو، تلویزیون، اینترنت و در نهایت فضای مجازی.

ما این سلسله مراتب را نداشتیم.

زمانی که تلوزیون وارد ایران شد تنها 5 درصد مردم ایران سواد خواندن داشتند و مجالی برای برخورد با رسانه های جدید نداشته اند.

نقل رایجی وجود دارد که ما ایرانی ها، فرهنگ استفاده از فضای مجازی را نداریم.

مثلاً چرا موبایل آمد قبل از آن فرهنگ آن نیامد؟ شما با این موضوع موافقید؟ آن افرادی که مسئول فرهنگ سازی در این زمینه ها هستند معمولاً با برخورد تهاجمی وارد می شوند، حداقل چیزی که ما می بینیم این است.

دوره ورود هر تکنولوژی ای بالاخره فرا میرسد اما نمی توان با برخورد قهری با آن مبارزه کرد.

باید چگونگی برخورد را به مردم آموزش داد.

پدرمادرها باید یاد بگیرند چگونه رفتار کنند.

مسئولان امر در اینجا، به جای مواجه شدن با مسئله، آن را انکار می کنند، از سمت مردم هم مقاومت وجود دارد.

مورد آخری که لازم به ذکر است گروه های حاشیه ای جامعه هستند.

مثل فرودستان، اقلیت های مذهبی، اقلیت های سیاسی و جنسی.

افرادی که پیش از این هم در جامعه وجود داشته اند اما هیچ امکانی برای رسانه ای کردن ماهیت خودشان نداشته اند.

اما از زمانی که این رسانه در اختیارشان قرار می گیرد می توانند خودشان را بروز دهند و در جامعه مجازی هویت پیداکنند.

اگر این جریان وجود نداشت شاید ما هیچ گاه از ماجرای رومینا اطلاع پیدا نمی کردیم.

مثلاً چندسال پیش خبری بود که بخیه های صورت یک کودک پنج ساله را به دلیل فقر مالی کشیده بودند.

حتماً تا پیش از گسترش فضای مجازی هم همچین اتفاقات ناگواری می افتاده اما رسانه ی آن وجود نداشت.

الان رسانه وجود دارد.

این حوزه عمومی فضای مجازی مثل سِنی می ماند که هر کسی در آن چیزی نمایش می دهد.

یکی ظاهر و اندامش یکی فرزندش، حریم خصوصی اش و.

نمونه آن هم امثال آرات یا پانیذ است.

ما هر لحظه شاهد این اتفاقات نه تنها در ایران، بلکه در کل جهان، هستیم.

اتفاق خیلی بدی که می افتد مسئله کودک کالایی است.

که به نوعی بهره کشی از کودکان است چون بچه در سنی نیست که اراده داشته باشد.

والدین هم آن ها را هدایت می کنند و چگونگی گفتار را به آنها می آموزند.

اتفاق خیلی بدی که می افتد مسئله کودک کالایی است.

که به نوعی بهره کشی از کودکان است چون بچه در سنی نیست که اراده داشته باشد.

والدین هم آن ها را هدایت می کنند و چگونگی گفتار را به آنها می آموزند خیلی وقت ها فرزندشان را کودک نگه می دارند تا همچنان جذاب باشد و بتوانند کسب درآمد کنند.

بله درست است.

خیلی وقت ها هم از بچه می خواهند پخته تر از سن خودش رفتار کند تا جذاب باشد.

این ها اصلاً نوعی جرم است.

همان زیرساختی که قبلاً گفتم اینجا مصداق پیدا می کند.

یعنی اگر قوانین درستی راجع به کودکان داشتیم، از این اتفاقات جلوگیری می کردیم.

بنظر شما اگر همین امروز محدودیت قانونی اعمال شود که نباید با کودکان تبلیغ کرد، موج مخالفی علیه آن شکل نمی گیرد؟ خب کنار قانون باید فرهنگ آن نیز ایجاد شود.

باید آموزش داده شود.

انرژی، پول و زمان وقف فرهنگ سازی، ساخت یکسری برنامه و پکیج های آموزشی برای چگونگی برخورد با فضای مجازی یا نوجوانان شود.

اما ما برعکس عمل می کنیم و فقط از ابزار سلبی استفاده میکنیم و منع می کنیم.

من برگردم به سوالم در باره دموکراسی، با پدیده ای مواجه هستیم در غرب که بعد از جنگ جهانی آمریکا شروع به تاسیس کمپانی های فیلم سازی و گسترش رسانه ها می کند.

مصداق بارز آن هالیوود است که سرمایه عظیمی در آن جریان داشت و همه بازیگران از اروپا و سراسر آمریکا در آن جمع شدند و به شدت تحت حمایت قرار گرفتند.

این کارخانه سلبریتی سازی هرروز فعالیتش را گسترش می دهد تا در نهایت روی ذائقه مردم اثر مستقیم بگذارد.

به این وسیله برای مشارکت های سیاسی هم جامعه را راحت تر کنترل می کنند.

مثلاً پرنسس دایانا مهره سیاسی ای بود که تبدیل به سلبریتی شد که حتی بعد از خارج شدن از خاندان سلطنتی محبوبیت زیادی داشت.

نمونه دیگر ریگان است، هنرپیشه هالیوودی که بعد روی صندلی ریاست جمهوری تکیه زد.

دونالد ترامپ هم قبل از ورود به سیاست، یک سرمایه دار سلبریتی بوده است.

اما حالا ما نمونه ضعیف تر این ایده را در ایران می بینیم.

سلبریتی هایی که به واسطه محبوبیت راه هموارتری برای ورود به عرصه سیاسی دارند مانند هادی ساعی، عباس جدیدی و حسین رضا زاده.

نظر شما درباره این روند چیست؟ وقتی ترامپ به عنوان یک عنصر اقتصادی وارد سیاست می شود یعنی این روند حتماً جواب داده است.

اما اینکه این کار اخلاقی است یا نه بحث دیگری است.

این روندی که شما می گویید حاصل جامعه سرمایه داری است.

جامعه سرمایه داری با این ترفندها مردم را دچار محدودیت می کند، الگویی به عنوان سلبریتی ارائه می دهد و در نهایت از آن استفاده ابزاری یا اقتصادی می کند.

مصرف گرایی را به این واسطه گسترش می دهد.

از سلبریتی هایی که تولید کرده برای تهیه برند و فروش کالا استفاده می کند.

این روند البته طبیعی است.

مصرف گرایی از فاکتورهای اصلی جامعه سرمایه داری است.

قرن نوزدهم تکنولوژی وارد شد، کارخانه های کشورهای سرمایه دار تولید مازاد داشتند و برای فروش آن دنبال بازار مصرف بوده اند.

سوغات غربی ها برای ما مصرف گرایی بوده است.

این نظام سرمایه داری سلبریتی تولید می کند و این سلبریتی هم مثل تمام مردم حق یک رای را دارد، اما این یک رای آن ها روی نظر چندهزار نفر اثر می گذارد.

عده ای از دانشمندان معتقدند این سیستم در نهایت ناقض دموکراسی است.

یعنی تو کاری میکنی که در آن افرادی چندین برابر حق رای دارند.

در کنار این مسئله سازوکار اینستاگرام هم مطرح است.

برای مثال تا وقتی پست شما به میزان خاصی لایک نخورد، در تایم لاین نمایش داده نمی شود، یا هرچه تعاملات شما بالاتر باشد امکانات بیشتری دراختیار شما قرار می دهد.

بیشتر شبیه به سلبریتی سالاری است تا دموکراسی.

به نظر شما همچنان دموکراتیک است؟ دموکرات از این نظر که این مکان در دست همه هست و لایه های پایین روی آن اثر گذارند.

اینکه اینستاگرام چه سازوکاری دارد مطرح نیست.

اما در نهایت جامعه سرمایه داری صاحب این صنعت است.

اما منظور من از دموکرات این است که هرکسی می تواند وارد این فضا شود و اثر بگذارد.

این خود شخص است که تصمیم می گیرد دنبال تیک آبی برود.

فرق آن در نوع استفاده کاربر است که بخواهد جز سلبریتی ها قرار بگیرد یا نه.

اما درنهایت همه می توانند سلبریتی شوند.

هرکسی می تواند با روش خاصی فالوور جذب کند و در این فضا دیده شود.

یک خانم خانه دار با قورمه سبزی ای که درست کرده، یکی مثل تتلو هم با فحاشی و بددهنی.

تتلو حاصل مدل رفتاری این جامعه است.

تاکیدم بر جامعه است نه فرد یا حاکمیت.

تتلو خیلی سعی کرد در سیستم باقی بماند اما نتوانست.

کسی مثل او به یک جایی میرسد که در فرهنگ ما نمی گنجد و مجبور به ترک ایران می شود.

در خارج از کشور هم البته موفقیت خاصی به دست نمی آورد.

اینها همه حاصل همان ستاره سازی هاست.

گاهی اوقات ستاره ها ساخته میشوند اما گاهی خود افراد ستاره میشوند.

تتلو آن قدر در تمنای شهرت است که هر تلاشی کرده و به هر چیزی که می توانسته است آویزان شده است.

آیا فقط نوع برخورد مسئولین فرهنگی می تواند همچین پدیده ای را تولید کند یا مسبب اصلی این جمع اضداد، شهرت طلبی درونی فرد است؟ چراکه نه، همه ما در زندگی با تضادهای بسیاری مواجه هستیم.

مسئله این جاست که ما می توانیم این تضادها را کنترل کنیم یا بپذیریم.

کسی مثل تتلو خیلی وقتها از همین تضادها برای شهرت استفاده می کند.

البته امیر تتلو یک پدیده است که باید از جوانب مختلف به آن پرداخت.

در نهایت فکر می کنید راه حل این نقص فرهنگی عظیمی که امروز داریم چیست؟ من فکر میکنم آموزش ندیدن و نداشتن مقدمات آموزشی علت این نقص است.

هر تکنولوژی ای که وارد ایران شد، هیچ آموزشی همراه نداشت.

قبل از اینکه ابزاری وارد شود باید آموزش مناسب آن هم ارائه شود.

متاسفانه در اینجا نه تنها قبل از ورود آموزشی نداریم، بلکه بعد از آن هم به فرهنگ سازی فکر نمی کنیم.

بعد از اینکه آسیب ها دیده شد روشهای منع و صلب به کار گرفته می شود.


کلید واژه ها: فضای مجازی - جامعه شناسی - مجازی - ساسانی - فرهنگ - عمومی - خصوصی - خبرنگار - سازی - فرهنگی - حوزه - دانش آموخته - پدیده - جامعه - گزارش - مرور زمان - ارتباطات - داده - جدید - سلبریتی - برخورد - درگیر - مناسب - ترامپ - واسطه - ادامه - آموزش - افراد - پژوهش - عکاسی

آخرین اخبار سرویس:
نقش امام خمینی(ره) در پیروزی رزمندگان اسلام برای جوانان بیان شود

سردار سلیمانی نقشه های 20 ساله صهیونیست ها در منکوب کردن شیعه را نقش برآب کرد

حرکت دسته عزاداران در روز اربعین ممنوع است

سعیده حسنان همایش پیشکسوتان دفاع مقدس در سرخه

برگزاری آزمون وکالت در کردستان

آزمون وکالت قوه قضاییه در کرمانشاه برگزار شد

دست هایی در صدد کمرنگ کردن نام شهدا در نامگذاری معابر هستند

درس های کرامتی که از امام مجتبی(ع) می آموزیم

طرح تاکسی های هوایی تا پایان سال در کشور اجرایی می شود

سخنان شورای نگهبان کدخدایی درباره زنان در حد یک شوخی است

جهانیان با قلدر مآبی رییس جمهور آمریکا همراهی نمی کنند

نامه هاشمی عامل تعلیق نامگذاری خیابان شجریان در تهران نبود

اقتدار دفاعی ایران اسلامی در جهان

دفاع مقدس امروز در عرصه فرهنگی ادامه دارد/ دشمن کینه توز ما در مجامع بین المللی شکست مفتضحانه خورد

رعایت نکردن موازین بهداشتی در شرایط کرونا تضییع حق الناس است

تصاویر/ نشست علمی «تمایزات دانش روابط بین الملل و فقه روابط بین الملل» در مرکز فقهی ائمّه اطهار (ع)

ممنوعیت حرکت دسته های عزاداران تهرانی در روز اربعین

راه اندازی مرکز تولید ماسک تمام اتوماتیک در قائم شهر

معافیت مالیاتی کمکی به توزیع عادلانه درآمد نمی کند+جدول

بزرگ ترین مشکل کشور دوری از فرهنگ مدیریت جهادی است/ خدمت به مردم با کاغذ بازی و بروکراسی اداری ممکن نیست

/اجمالی/ مسوولان اخلاق و تقوای سیاسی را رعایت کنند

هنر روحانی سِت کردن رنگ ریش و لباسش است!

مبارزه با دشمن و مقاومت در برابر متجاوز فرمان خداوندی است

آمریکا و اروپایی ها علیه جمهوری اسلامی تقسیم کار کرده ا ند/آقایان مسوول فریب نخورید

دولت به تنهایی در مدیریت و حفاظت از منابع آبی موفق نخواهد بود

ورود مجلس به اصلاح ساز و کار فعالیت املاکی ها

وزارت صمت نحوه فروش خودرو را شفاف سازی کند

نحوه تسویه مطالبات ارزی صندوق توسعه ملی به صورت ریالی تعیین شد

نماینده ولی فقیه در مازندران خواستار تعیین تکلیف وزارت صنعت شد

عطر افشانی و گلباران گلزار شهدا جیرفت

تاکید وزیر فرهنگ لبنان بر ریشه دار بودن روابط فرهنگی ایران و لبنان

حرکت دسته های عزاداران تهرانی در روز اربعین ممنوع است

راه نجات کشور

دفاع مقدس الهام بخش نسل های بعدی خواهد بود

ظهور جنگ روایت ها و اراده ها در بستر رسانه های معاند

امام جمعه خلخال: مردم کرونا را جدی بگیرند

مسئولان به فکر تامین رفاه مردم باشند

اعزام نمادین رزمندگان اسلام به جبهه ها در ده زیار کرمان

پیام دبیر شورای عالی امنیت ملی برای شهادت معاون ایمنی و اقدامات تأمینی سپاه

آزمون مرکز وکلای قوه قضاییه 99 برگزار شد

مقاله نویسی 400 مدخل دانشنامه دفاع مقدس در استان بوشهر

خداوند به انسان های اهل ایمان عزت می دهد

تاسی از آموزه های دفاع مقدس ایران را در جنگ اقتصادی پیروز می کند

عامری- حسنان رژه خودرویی و موتوری در شاهرود و سرخه

نمایندگان مجلس شورای اسلامی از حواشی پرهیز کنند

دولت با تعیین نرخ عادلانه خودکفایی گندم را افزایش دهد

نامه محرمانه رییس کمیسیون بهداشت مجلس به روحانی

استقبال خوبی از کلاس های زبان فارسی به رغم وجود کرونا شد

تکیه بر توان داخلی و مقاومت رمز پیروزی

نمایندگان مجلس شورای اسلامی از حواشی پرهیز کنند

شمخانی شهادت سردار علی خدادی را تبریک و تسلیت گفت

راه اندازی کارخانه سیمان خلخال مطالبه مردمی است/ مساله نگران کننده اشتغال جوانان خلخال

چرا با انتشار اوراق سلف نفتی مخالفت شد؟

انقلاب اسلامی سیطره استکبار را بر هم زد

آزادی هفت زندانی ایرانی در ایروان 

از نگهبان پرنده تا نمایشگرهای هوشمند جدید

خدای متعال به انسان های باکرامت، با صداقت و اهل ایمان عزت می دهد/ مدافع حق بودن زمینه ساز کسب عزت و عظمت است

پیام تسلیت صالحی در پی درگذشت برادر معاون امور مطبوعاتی

واکنش سردار نجات به مستند بی بی سی

جدال توییتری محمود صادقی و امیرآبادی

تصاویر| یادواره شهدای شهرستان قروه در مدرسه علمیه امام صادق (ع)

غلبه بر دشمن با اقتدار، مقاومت و اعتدال

تصاویر/ مراسم وداع با پیکر سردار شهید خدادی

امام جمعه شاهرود: برخی در پی تحریف انقلاب هستند

رستمی: دانشگاه کارخانه تربیت انسان است

معدن مس ظفتک ریگان راه اندازی شود/روی آوردن جوانان به اشتغال های کاذب

افتتاح نمایشگاه توانمندی های ارتش در پایگاه هوایی شهید دوران

لزوم نظارت و پیشگیری از افزایش قیمت کالاهای اساسی

دفاع مقدس دستاوردهای زیادی نصیب ملت ایران کرده است

رزمندگان دفاع مقدس الگوی ایثار و از خودگذشتگی بودند

امام جمعه آستارا: مسئولان با کار جهادی مشکلات مردم را برطرف کنند

کارگران شرکت فرش آستان قدس رضوی در کاشمر دست از کار کشیدند

انقلاب اسلامی سیطره استکبار را بهم زد

جدال توییتری محمود صادقی و امیرآبادی

مستند «غیر رسمی» پخش می شود

مسئولان به فکر تامین رفاه برای مردم باشند

مجلس یازدهم؛ از حقوق 230 میلیونی تا ماشین 600 میلیونی

آیین ورودی دانشجویان جدیدالورود دانشگاه شهید ستاری برگزار شد

دریابان شمخانی شهادت پاسدار خدادی را تسلیت گفت

دفاع قدس گنجینه تمام نشدنی

بی تفاوتی به مشکلات مردم خیانت به آرمان های انقلاب است

صوت | ویژگی های مبارزه امام حسن علیه السلام در کلام رهبر انقلاب

موسوی خویینی ها نمی خواهد جای خاتمی را بگیرد

موسوی خویینی ها نمی خواهد جای خاتمی را بگیرد

مجلس یازدهم؛ از حقوق 230 میلیونی تا ماشین 600 میلیونی

حضور نظام اسلامی قوی تر از همیشه در منطقه

با عقل سازگار نیست که بگوییم امام با دو خط نامه دیگران قطعنامه را پذیرفت

درباره شهید موسی نامجو

روایت های تلخ و شیرین جبهه های نبرد در جزیره کیش

تحلیل کنش های ناکام آمریکا در شورای امنیت از نگاه واعظی

امام جمعه شاهرود : برخی در پی تحریف انقلابند

شمخانی شهادت سردار علی خدادی را تبریک و تسلیت گفت

از دفاع مقدس باید درس زندگی بیاموزیم

هدف ایران از دفاع مقدس دفاع از دین بود

خدمت رسانان به نظام به افزایش اقتدار کشور کمک کنند

با صبر دندان دشمنان را مانند دفاع مقدس خواهیم شکست

خطیب موقت جمعه شهرکرد: حماسه دفاع مقدس برای نسلهای آینده تبیین شود

درخواست اهالی مغان رسیدگی به نحوه و موضوع واگذاری کشت و صنعت است 

احتکار کالاهای مورد نیاز جامعه منکر اقتصادی است

رسیدگی به تک تک نامه های مردم اردبیل در جریان سفر استانی

از تتلو تا ترامپ در عمومی سازی حوزه خصوصی/زنان خانه دارِ سلبریتی

از تتلو تا ترامپ در عمومی سازی حوزه خصوصی/زنان خانه دارِ سلبریتی